تا 3 بشمار ...
1001 ... 1002
^^^
مرد سيم تلفن را در دستش محكم فشار داد و بلاخره پرسيد :
- جواب آزمايشت رو گرفتي؟
- آره
- چي شد؟
- مثبت ...
- يعني چي ؟
- يعني خدافظ
- چي ميگي ؟ واضح حرف بزن ...
^^^
1001 ...1002...
مرد دست زن را محكم گرفت و گفت:
- هميشه پيشت مي مونم ... هميشه ... تا آخرين لحظه ...
- ميدونم ... فقط به خاطر تو زنده م ...
- ...
^^^
1002....
مرد لبخند زد و گفت :
- همه چيز خوب پيش ميره مطمئنم ...
- ميترسم ...
- من اينجام ... پشت همين در تا تو برگردي ...
^^^
1001...
مرد صداها را درهم مي شنيد.
- نفس نميكشه ... دكتر ... دكتر
- شارژ كنيد ...
-
مرد از پشت در كنار رفت.پله ها را دو تا يكي بالا رفت. در باز كرد.عجله داشت.روي لبه رفت.پريد.
^^^
1001 ... 1002 ...
- اين دستگاه پس چي شد؟ 1001 ...1002
- اينجا مثلا حياط بيمارستانه ... نفس نميكشه ...
- مرده دكتر ... مرده ...
- 1001 ... 1002
^^^
پرستار از اتاق بيرون رفت.
- برگشت ... بيمارتون برگشت ... زنده اس...
پرستار مرد را پيدا نكرد.
صدايي گفت:
- رفت ...