تبليغاتX
داستانک من
 

مترسک هرچی سعی می کرد کلاغها رو از مزرعه دور کنه نمی تونست.

آخه نمی دونست کلاغها تو سرش لونه کردند و به خواست اونها داره عمل می کنه!!!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 7:45 توسط بهاره عزيزي |

دوستان قدیمی لطفا:

نپرسید چی شد...

از وبلاگ قبلی تا این وبلاگ خیلی فرق هست ولی خواهش میکنم نپرسید چرا...

 

 

محض اطلاع دوستان جدید باید بگم اسم من فقط بهاره است و چون وبلاگ اصلی من اینجا نبود و جای دیگه هم وبلاگ داشتم (که البته بزودی حذف میشه) و اونجا بعضی ها منو به اسم هیوا میشناختن اسم بهاره(هیوا) رو برای این وبلاگ انتخاب کردم!!!

و نکته آخر اینکه:

 

من فقط اینجا هستم !!!

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 8:6 توسط بهاره عزيزي |